کرسی های نظریه پردازی
شورای کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره
نظریه محصول تلاشهای نظری و عملی صاحبنظر در طول حیات علمی او است. تولید علم مانند هر فرآیند تولیدی دیگری نیاز به امکانات و ابزارهای خاص خود دارد. برپایی جلسات کرسی نظریهپردازی، نوآوری و یا نقد و مناظره توسط اعضای هیأت علمی دانشگاه، از جمله شرایطی است که فضای فکری و مطالعاتی لازم برای ارائۀ ایدههای جدید و دیدگاههای نو در رشتههای گوناگون را فراهم میآورد.
شورای کرسیهای نظریهپردازی دانشگاه با حضور رئیس دانشگاه، معاون پژوهشی، مدیران ذیربط در امور پژوهشی، و نمایندگان هر یک از دانشکدهها، در سال 1385 فعالیت خود را آغاز کرد. و سیاست خود را بر این اصل که"کرسیها باید بومیکردن علم را سرلوحۀ کار خود قرار دهند"، نهاده است.
روش کار به این صورت است که متخصصان علاقهمند به کرسی نظریهپردازی، نقد، نوآوری و مناظرۀ علمی میتوانند از طریق نمایندگان دانشکدههای متبوع خود، نوآوریهایشان را در عرصههای نظریهپردازی و نقد و یا هرگونه فعالیت علمی حاوی نوآوری در عرصۀ علوم انسانی ارائه کنند و از مزایای کرسیها بهرهمند شوند. در صورت تأیید در شورا موضوع برای طرح در حلقه علمی و انتخاب داور به دبیرخانه هیأت حمایت از کرسیها ارسال میشود. پس از اعلام نتیجه در صورت تأیید، جلسۀ تخصصی (پیش کرسی) برگزار میشود. در صورت تأیید طرح در جلسۀ پیشکرسی، با رعایت فاصلۀ زمانی مطلوب، دبیرخانه اجازۀ برگزاری کرسی نهایی در دانشگاه را صادر مینماید و پس از داوری نهایی، نتیجه اعلام میشود (در صورت نیاز به اصلاح، صاحب نظریه پس از اعمال اصلاحات لازم موضوع را به شورا، ارائه میدهد تا مجدداً مراحل برگزاری کرسی طی شود).
جهت ترغیب هرچه بیشتر دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی مقرر شده است چنانچه پایاننامهها و رسالههای دانشجویی منجر به تولید نظریۀ جدید و یا نوآوری شود، دانشجویان کارشناسی ارشد تا 15 میلیون ریال و دانشجویان دورۀ دکتری تا30 میلیون ریال از حمایت مالی دانشگاه برخوردار شوند.
طی33جلسهایکهتاکنوندرشورایکرسیهاینظریهپردازی دانشگاه برگزار شده، 24 طرحنامۀ واصله از دانشکدههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته و برای ارزیابی به داوران منتخب ارسال شده است. از این بین چهار طرح در سطح تخصصی نهائی برگزار شده است.
کرسیهای تخصصی در حال اجرا
|
ردیف |
عنوان |
محقق |
دانشکده |
سطح کرسی |
|
1 |
تبیین نظریهای در فلسفۀ تعلیم و تربیت اسلامی، بر مبنای حکمت متعالیه صدرایی |
دکترسعید بهشتی |
روان شناسی و علوم تربیتی |
پیش کرسی |
|
2 |
نظریۀ مدرن برای نوروز کهن |
دکتر نعمت اله فاضلی |
علوم اجتماعی |
پیش کرسی |
کرسیهای تخصصی نهایی برگزار شده در دانشگاه
|
ردیف |
عنوان |
محقق |
محل برگزاری |
|
1 |
جدایی ناپذیر بودن ترجمه از زندگی روزانه انسان |
دکتر سالار منافی اناری |
دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی |
|
2 |
هنر استدلال |
دکتر غلامرضا ذکیانی |
دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی |
|
3 |
نقد مدل حقوقی ایران |
دکتر ایرج بابایی |
دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی |
|
4 |
نظریۀ صورت ـ نقش:گامی به سوی رویکردیتعاملی در زبان |
دکتر محمد دبیرمقدم |
دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی |
معرفی اجمالی کرسیهای تخصصی نهایی برگزارشده در دانشگاه
جداییناپذیر بودن ترجمه از زندگی روزمرۀ انسان
صاحب کرسی: دکتر سالار منافی اناری
· استاد دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای ادیان و عرفان از دانشگاه تهران
· 44 مقالۀ چاپ شده در نشریات معتبر داخلی و خارجی
· تألیف 6 جلد کتاب
· ترجمۀ 3 جلد کتاب
· پست الکترونیکی:
· amanafi@yahoo.com
چکیدۀ نظریه:
در این پژوهش قبل از بیان نظریة جدید در حوزة مطالعات ترجمه ابتدا معنی ترجمه و تعاریف معروف آن و نیز انواع مختلف ترجمه که تاکنون از جانب دانشمندان سرشناس در حوزة مطالعات ترجمه ارائه شدهاند به تفصیل مورد بحث قرار گرفته، آنگاه مفهوم نظریة ترجمه از دیدگاه صاحبنظران این حوزه بررسی شده و سپس در دو قسمت متوالی نظریههای مهم ترجمه قبل از قرن بیستم و نیز در دورة معاصر ارائه گردیده است. در این دو قسمت که نظریههای مهم ترجمه در دورههای مختلف تاریخی را ارائه میدهند این نکته مورد تأکید قرار گرفته که با وجود تنوع در نظریهپردازیها در دورههای مختلف، اساس اغلب نظریهها از دوران باستان تاکنون مشابه بوده و به طور کلی در اکثریت قریب به اتفاق آنها ترجمه بر دو نوع مبداءگرا و مقصدگرا تقسیمبندی شده است.
برخی از دانشمندان ترجمه را سه نوع دانستهاند که از این جمله میتوان به جاندرایرن (1700ـ1631) و رومن یاکوبسن (1959) اشاره کرد. درایرن در مقدمة خود ترجمة رسالههای اوید (Ovid) در سال 1680 تمام ترجمهها را در سه نوع خلاصه میکند : 1. ترجمة لفظی (metaphrase) یا ترجمة کلمه به کلمه و خط به خط که همان ترجمة تحتاللفظی و مبداءگرا است. 2. ترجمة آزاد (paraphrase) که معنی به معنی و مقصدگرا است. 3. تقلید یا شبیهسازی(imitation) که کم و بیش شبیه جرح و تعدیل است.
رومن یاکوبسن هم ترجمه را سه نوع میداند که عبارتند از: 1. ترجمۀ درون زبانی، یعنی تغییر صورت یک پیام و بازنویسی آن به صورتی دیگر در همان زبان، مانند تغییر صورت یکشعرفارسیوبازنویسیآنبهصورتیدیگردرزبانفارسی.2. ترجمة بین زبانی، که عبارت است از تغییر صورت یک پیام و بیان آن با صورتی دیگر در زبانی دیگر، مانند ترجمة یک متن از زبان فارسی به انگلیسی یا برعکس. 3ـ ترجمة میان نشانهای، و آن عبارت است از تغییر ماهیت نشانههای زبانی یک پیام، یعنی کلمات، و عرضة آن پیام در حالت یا صورتی غیرزبانی یا غیرلفظی، مانند درآوردن پیام جملة «خیابان یک طرفه است» به صورت یک تابلو با فلش یکطرفه.
وینی و داربلنه (1958) معتقدند مترجمین به طور کلی در کار ترجمه یکی از دو روش ترجمة مستقیم یا لغوی و ترجمة غیر مستقیم یا مفهومی را انتخاب میکنند. ترجمة مستقیم خود شامل سه روش و ترجمة غیر مستقیم شامل چهار روش است. بنابراین از دیدگاه این دو دانشمند فرانسوی، روشهای ترجمه را به طور کلی میتوان به هفت نوع تقسیم بندی کرد.
در نظریة جدید، ترجمه مفهوم گستردهتری پیدا میکند که با فهم و فکر و بیان شخص توأم است و لذا از زندگی روزمرۀ انسان جداییناپذیر است. در عین حال که فهمیدن، فکر کردن و بیان نمودن هر کدام به تنهایی میتواند یک فرایند کامل ترجمه به حساب آید، وقتی هم که این سه به ترتیب با هم میآیند ترجمه به معنی واقعی و متعارف کلمه را تشکیل میدهند. بنابراین، در نظریة جدید، ترجمه چهار نوع به شرح زیر است:
1. ترجمة درون سویه: انسان در مواجهه با جهان خارج از ذهن خود تحت تأثیر قرار میگیرد و این تحت تأثیر قرار گرفتن از طریق پیامهایی است که از جهان خارج به ذهن میرسد و مورد فهم واقع میشود. هر پیامی از هر طریقی و به هر صورتی که به ذهن میرسد وقتی برای شخص مفهوم واقع شد ترجمهای از معنی آن صورت گرفته است. به عنوان مثال، وقتی کسی جملهای را میبیند یا میشنود اگر معنی آن را فهمید در حقیقت آن جمله را برای خود ترجمه کرده است. در نظریة جدید، این نوع ترجمه که در آن پیامی از جهان خارج به درون ذهن وارد و مورد فهم یا ترجمه قرار میگیرد «ترجمة درون سویه» نامیده میشود.
2. ترجمة درون ذهنی: وقتی که ذهن انسان فعال است، یعنی در حال تفکر است، حتی اگر پیامی هم از خارج به آن نرسد می تواند با مفاهیم و تصوراتی که در حافظة خود دارد به کار ترجمه بپردازد و این وقتی است که ذهن در درون خود، به عنوان مثال، یک مفهوم ذهنی را به دو صورت ذهنی در یک یا دو زبان در میآورد، یعنی تصور میکند، بدون آنکه آن تصورات را به خارج از ذهن منتقل کند. تفکر که سخن گفتن با خود در حالت خاموشی است در حقیقت نوعی ترجمة درون ذهنی است.
3. ترجمة برون سویه: هر نوع اظهار یا بیان مفاهیم انتزاعی ذهنی به صورت عینی در خارج از ذهن «ترجمة برون سویه» است. این اظهار یا بیان محدود به گفتار یا نوشتار نیست بلکه به معنی انتقال ذهنیات به خارج از ذهن است با هر وسیلة ممکن از جمله گفتار، نوشتار، تصاویر، اشارات، اصوات، اعمال، حرکات و علامات. متداولترین صورتهای بیان افکار یا ترجمة برون سویه همان گفتار و نوشتار هستند که انسان از طریق آنها افکار و اندیشههای خود را به دیگران منتقل میکند، یعنی از حالت انتزاعی در درون ذهنی به صورت کلمات و جملات عینی در خارج از ذهن در میآورد و در حقیقت ذهنیات را به عینیات ترجمه میکند.
4. ترجمة متعارف: معمولاً آنچه از واژة ترجمه به عنوان یک اصطلاح به ذهن میرسد انتقال یک معنی از صورت یک زبان به صورت یک زبان دیگر است که به ترجمة بین زبانی معروف است. اما حقیقت این است که درون این ترجمة متعارف سه فرایند مجزا و مستقل وجود دارند که هر کدام یک فرایند کامل ترجمه به حساب میآید، به این معنی که وقتی سه فرایند ترجمة درون سویه، درون ذهنی و برون سویه پشت سر هم و بدون فاصلة زمانی از همدیگر واقع میشوند کل این روند سه مرحلهای فرایند کامل ترجمة متعارف یا ترجمه به معنی واقعی کلمه را تشکیل میدهد.
داوران کرسی: دکتر حسین ملانظر، دکتر فرزانه فرحزاد، دکتر غلامرضا تجویدی
دکتر حسین ملانظر:
· استادیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکتری تخصصی مطالعات ترجمه از دانشگاه انگلستان
· تألیف 2 جلد کتاب
· ترجمۀ 4 جلد کتاب
· 10 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
· طراحی و راه اندازی مرکز پژوهشهای ترجمه
· تدوین و راه اندازی دورۀ دکترای مطالعات ترجمه
دکتر فرزانه فرحزاد:
· دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبائی
· تألیف 3 جلد کتاب
· ترجمۀ 7 جلد کتاب
· 27 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر غلامرضا تجویدی:
· استادیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبائی
· تألیف 1 جلد کتاب
· 18 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی
ناقدان کرسی: دکتر کامبیز محمودزاده، دکتر ضیاء تاج الدین، دکترمحمدرضا انانی سراب
دکتر کامبیز محمودزاده:
· دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبائی
· ترجمۀ 3 جلد کتاب
· 12 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر ضیاء تاج الدین:
· استادیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبائی
· تألیف 2 جلد کتاب
· 3 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی
· 28 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر محمدرضا انانی سراب:
· استادیار دانشگاه شهید بهشتی
· دکترای آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه لیون انگلستان
· تألیف 8 جلد کتاب
· 9 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
هنر استدلال
صاحب کرسی: دکترغلامرضا ذکیانی
· استادیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای فلسفه و حکمت اسلامی از دانشگاه تربیت مدرس
· 14 مقالۀ چاپ شده در نشریات معتبر داخلی و خارجی
· پست الکترونیکی: zakiany@yahoo.com
چکیدۀ نظریه:
در حال حاضر با دو علم منطق مواجه هستیم: منطق ارسطویی با حدود بیش از 2200 سال، و منطق ریاضی با حدود بیش از 130 سال سابقه. انتظار عمومی این است که افراد پس از فراگیری علم منطق از مهارتهای خاصی چون اقامه و نقد استدلال برخوردار گردند ولی اهل فن میدانند که هیچ کدام از دو علم منطق از عهدۀ این مهم برنیامدهاند.
وجود چنین شکافی بین علمهای منطق از یکسو و ایجاد مهارتهای استدلالی در فراگیران از سوی دیگر چه توجیهی دارد؟ پاسخ ما این است که علم منطق ـ ارسطویی یا ریاضی ـ یا اصلاً برای ایجاد چنین مهارتی وضع نشده است و یا اگر هم ابتدا چنین منظوری در ذهن واضعین منطق بوده، در فرایند رشد و تکامل، منطق این توان را از دست داده است.
نگارنده با همین رویکرد و البته با استفاده از هر دو سنت منطقی ـ ارسطویی و ریاضی ـ به سراغ مهارتهای فطری استدلال رفته و عمدهترین اصول و قوانین حاکم بر ذهن آدمی را به ترتیب اولویت معرفی کرده است؛ قوانینی که فراگیری آنها سبب تقویت مهارتهایی چون کشف، تحلیل، نقد و اقامه استدلال میشود. این اصول و قوانین به ترتیب اولویت عبارتند از: گزاره شرطی، وضع مقدم، رفع تالی، برهان خلف، نقد استدلال ساده، استدلالهای مرکب، نقد استدلالهای مرکب.
مبنای هنر استدلال
هنر استدلال از مبنای خاصی برخوردار است. این مبنا که برای نخستین بار ارائه میشود این است که "ابهام خاستگاه استدلال است". این نکته را میتوان در مراحل زیر نشان داد:
ـ ذهن انسان مجموعه باورهای سازگار است؛
ـ نسبت هر ایده جدید با مجموعه باورها یا آشکار است یا مبهم؛
ـ اگر ایدۀ جدید با یکی از باورهای ما نسبت تعارض داشته باشد آن را نمیپذیریم ولی اگر نسبت تعارض نداشته باشد(عجالتاً) میپذیریم؛
ـ اگر نسبت ایدۀ جدید با مجموعه باورهای ما نامعلوم باشد سعی میکنیم لازمهای برای آن بیابیم که نسبت روشنی با باورهای ما داشته باشد؛
ـ اگر آن لازمه با باورهای ما تعارض داشته باشد معلوم میشود که ایدۀ جدید نیز با باورهای ما تعارض دارد؛
ـ اگر آن لازمه با باورهای ما تعارض نداشته باشد، حداکثر این است که تا معلوم شدن تعارض مذکور آن را انکار نمیکنیم؛
ـ فرآیند استخراج لازمه روشن از ایدۀ مبهم و ارزیابی آن ایده از روی این لازمه استدلال نامیده میشود؛
ـ اگر تعارض ایدۀ جدید با باورهای من روشن باشد ولی با باورهای فرد دیگر آشکار نباشد در اینصورت تلاش میکنم تا با استخراج لازمهای که با باورهای او منافات داشته باشد ناسازگاری آن ایده را با مجموعه باورهای وی خاطرنشان سازم (استدلال انکاری)؛
ـ بنابراین ابهام خاستگاه استدلال است؛
ـ اینگونه استدلال به رفع تالی معروف است.
کلیدواژهها: شرطی، استدلال انکاری، استدلال اثباتی، برهان خلف، نقد.
داوران کرسی: دکتر سید محمد حکاک، دکتر حسن فتحی، دکتر حسین کلباسی
دکتر سید محمد حکاک:
· دانشیار دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین
· دکترای فلسفه از دانشگاه تهران
· تألیف3 جلد کتاب
· ترجمۀ 2 جلد کتاب
· 19 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر حسن فتحی:
· دانشیار دانشگاه تبریز
· دکترای فلسفه از دانشگاه تهران
· ترجمۀ 15 جلد کتاب
· 11 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی
دکتر حسین کلباسی:
· دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای فلسفه غرب از دانشگاه تهران
· ترجمۀ 4 جلد کتاب
· 20 مقالۀ چاپ شده در حوزههای فلسفه غرب و تاریخ ادیان
ناقدان کرسی: دکتر محمد علی اژهای، دکتر هادی وکیلی، دکترسیدمحمدعلی حجتی
دکتر محمد علی اژهای:
· استاد دانشگاه اصفهان
· دکترای فلسفه از دانشگاه لندن
· تألیف 3 جلد کتاب
· 40 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر هادی وکیلی:
· استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
· دکترای عرفان از دانشگاه آزاد اسلامی
· تألیف 6 جلد کتاب
· 12 مقالۀ چاپ شده در مجلات داخلی
· برندۀ جایزۀ رتبۀ دوم مقالات اسلامی سال 86
دکتر سید محمدعلی حجتی:
· استادیار دانشگاه تربیت مدرس
· دکترای فلسفه از دانشگاه تربیت مدرس
· تألیف 1 جلد کتاب
· 19 مقالۀ چاپ شده در در مجلات معتبر داخلی و خارجی
نقد مدل حقوقی ایران
صاحب کرسی: دکتر ایرج بابایی
· استادیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای حقوق از دانشگاه سوربن فرانسه
· 4 مقالۀ چاپ شده در نشریات معتبر داخلی
· تألیف 1 جلد کتاب
· پست الکترونیک: babaie.i@gmail.com
چکیدۀ نظریه :
ساختار حقوق جدید ایران پس از انقلاب مشروطه شکل گرفت و علیرغم تغییرات بنیادین سیاسی و اجتماعی و به خصوص انقلاب اسلامی ایران، این ساختار همواره پا برجا بوده است. مدل حقوق جدید ایران بر پایۀ حقوق نوشته و بالاخص با الهامگیری از حقوق فرانسه ترسیم شده است. مطابق این مدل حقوقی، قوانین و مقررات نوشته که مصوب نهادهای رسمی حکومت هستند (نمایندگان مجلس، رئیس جمهور و وزیران) منبع اصلی حقوقاند و قضات نیز مکلفند بر اساس این قوانین حل اختلاف کرده و رأی صادر نمایند. دیگر منابع حقوق، همچون رویه قضایی، دکترین و عرف، منابع فرعی و تفسیری حقوق برشمرده میشوند و عرف و نظریات حقوقی، مادام که توسط مراجع رسمی قانونگذاری به تصویب نرسیده، تعیینکنندۀ قواعد حقوقی نیستند.
ولی این مدل و ساختار حقوقی با ساختار سنتی حقوق ایران و فقه و حقوق اسلامی تفاوتهای بنیادی دارد. از چند قرن پیش حقوق ایران بر آموزههای فقهی و حقوق اسلامی استوار بوده است. حقوق اسلامی بر پایۀ قرآن و حدیث بنا شده و احکام مستنبط از این منابع توسط فقهای مجتهد استخراج میشود. در این مدل حقوقی، دولتها در تعیین قواعد حقوقی نقش اندکی دارند و به ایجاد قواعد در زمینههای خاص مالیاتی و ادارۀ سازمان حکومتی و ارتباط آن با مردم بسنده میکنند و در حوزۀ روابط حقوق خصوصی داخل نمیشوند و قوانین نوشتۀ لازمالاجرایی علیالاصول وجود ندارد. در این بخش عمدۀ حقوق که حوزۀ اعمال فقه و حقوق اسلامی بوده، هر فقیه بر اساس اجتهاد خود، آنچه را حکم اسلام میبیند بیان میکند و استنباط و فتوای علما برای دیگر فقیهان لازمالاجرا نیست.
تفاوتهای اساسی مدل نوین حقوق ایران و ساختار حقوق سنتی مبتنی بر آموزههای فقهی، منشاء اختلافات بارزی در دو نظام حقوقی است. در واقع، علاوه بر تفاوتهای بنیادین در منابع حقوقی و نقش دولت و علمای حقوقی در ایجاد قواعد حقوقی، قضاوت در این دو نظام نیز با هم تفاوتهای اساسی دارد. در فقه اسلامی قضاوت بر عهده فقهای مجتهدی است که نه بر اساس قوانین و مقررات نوشته، بلکه بر اساس استنباط خود از متون دینی به قضاوت میپردازند و در این قضاوت تابع حاکمان نیستند. در حالی که در نظام حقوق نوشته قضات مفسران متون قانونی هستند و باید در چارچوب این قوانین و مقررات رأی صادر کنند و علی الاصول منبع ایجاد قواعد حقوقی نیستند.
جمهوری اسلامی ایران علیرغم توجه خاص به فقه و احکام اسلامی و تصریح به لزوم انطباق کلیۀ قواعد و احکام حقوقی با فقه اسلامی در قانون اساسی، ساختار حقوقی جدیدی را که از انقلاب مشروطه و بر اساس مدل حقوق فرانسه تدوین شده بود را پذیرفته و تغییر جدی در ساختار حقوقی کشور نداد. در جمهوری اسلامی نیز بر خلاف ساختار حقوق اسلامی، منبع اصلی حقوق قواعد نوشتۀ ناشی از حاکمیت است و فقاهت و تأمل در منابع شرعی احکام، مادامی که به تأیید مراجع رسمی حکومتی نرسیده، منبع حقوق محسوب نمیشود. قضات در نظام فعلی مجریان و مفسران قوانین نوشتهاند و نمیتوانند با مراجعه به منابع اصلی فقهی به صدور رأی اقدام نمایند. به این نحو مجتهد بودن قاضی در این نظام بی معنی و اثر است.
به این نحو ساختار حقوق ایران پس از انقلاب اسلامی نیز از بسیار جهات در تعارض با مدل و ساختار فقه و حقوق اسلامی قرار دارد. همین امر سبب شده که از طرفی، بسیاری از احکام فقه اسلامی که در بستر ساختار مدل و ساختار اسلامی معنیدار و کارآمد است، در ساختار جدید موجب اشکالات و ناکارآمدیهایی شود (مانند احکام ناظر بر تجدید نظر از احکام و قواعد ادلۀ اثبات). از طرف دیگر، در جمهوری اسلامی نیز از توان و گنجینه فقهی بهرۀ شایسته برده نشود.
شرایط و نحوۀ انتصاب مدیران عالی دستگاه قضایی، نمونه بارز ناکارآمدی در نظام حقوقی ایران است که از عدم توجه به تفاوتهای اساسی ساختار حقوق اسلامی و ساختار نوین حقوق ایران ناشی شده است. در واقع، با توجه به آموزههای فقهی که به لزوم مجتهد بودن قاضی تصریح دارند و به علت فقدان قاضی مجتهد به اندازۀ کافی برای تصدی مشاغل قضایی، در جمهوری اسلامی مقرر شده که حداقل مشاغل عالی قضایی(ریاست قوه قضاییه، ریاست دیوانعالی کشور، دادستان کل کشور) باید به مجتهدین سپرده شود. ولی این حکم بدون توجه به ساختار نوین حقوق ایران که در آن قاضی مجتهد جایگاهی ندارد و قاضی حق ندارد بر اساس اجتهاد خود رأی صادر کند و باید بر اساس قوانین و مقررات عمل نماید، مقرر شده است. در نتیجه، مدیران دستگاه قضایی علیالاصول از افرادی منصوب میشوند که آشنایی لازم از دستگاه تحت مدیریت خود و بایستههای نظام حقوق جدید کشور را ندارند. همین امر موجب ناکارآمدیها و مشکلات عدیدهای در دستگاه قضایی و حقوقی کشور شده است.
داوران کرسی: دکتر مصطفی محقق داماد، دکتر حسین صفایی، دکتر علیرضا جمشیدی، دکتر نجادعلی الماسی، دکتر ناصر قربان نیا
دکتر مصطفی محقق داماد:
· استاد دانشگاه شهید بهشتی
· دکترای حقوق بین الملل از دانشگاه لونـلانو بلژیک
· تألیف6 جلد کتاب
· ترجمۀ 2 جلد کتاب
· 6 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر سید حسین صفایی:
· استاد دانشگاه تهران
· دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه پاریس
· تألیف 10 جلد کتاب
· ترجمۀ 3 جلد کتاب
· 43 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
· پژوهشگر پیشکسوت نمونه دانشگاه تهران (1386)
· دارای نشان علمی(دانش) از جمهوری اسلامی ایران(1383)
دکتر علیرضا جمشیدی:
· استادیار دانشگاه تهران
· دکترای حقوق جزا و جرم شناسی
· تألیف 1 جلد کتاب
· 18 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی
دکتر نجاد علی الماسی:
· استاد دانشگاه تهران
· دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه پاریس
· تألیف 13 جلد کتاب
دکتر ناصر قربان نیا:
· استادیار دانشگاه مفید قم
· دکترای حقوق
· تألیف 4 جلد کتاب
· 10مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی
· حائز رتبۀ اول در جشنوارۀ کتاب سال حوزه برای کتاب اخلاق و حقوق بین الملل (1378)
ناقدان کرسی: دکتر نجاتاله جورابراهیمیان، دکتر سید منصور میرسعیدی، دکتر رضا رضانیا معلم، دکتر محمود حکمتنیا
دکتر نجاتاله جورابراهیمیان:
· استادیار مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
· دکترای حقوق از دانشگاه فرانسه
دکتر سید منصور میرسعیدی:
· استادیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای حقوق از دانشگاه تربیت مدرس
· تألیف 2 جلد کتاب
· 3 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی
دکتر محمود حکمت نیا:
· استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
· دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه تربیت مدرس
· تألیف 10 جلد کتاب
· 23 مقالۀ چاپ شده در در مجلات معتبر داخلی
نظریۀ صورت ـ نقش: گامی به سوی رویکردی تعاملی در زبان
صاحبکرسی: دکتر محمد دبیرمقدم
· استاد دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای زبانشناسی از دانشگاه ایلینوی آمریکا
· تألیف 4 جلد کتاب
· 38 مقالۀ چاپ شده در نشریات معتبر داخلی و خارجی
· رئیس گروه واژهگزینی زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
چکیدۀ نظریه:
مسألۀ اصلی
مسألۀ اصلی"چیستی زبان" است. در موضوع چیستی زبان نظریۀ صورتگرای نوآم چامسکی(یعنی زبانشناسی زایشی) بر صورت و ساختهای زبانی و به بیانی فنیتر بر ویژگیهای الگوریتمی زبان بنا شده و معنا (که برای چامسکی معنای تحت اللفظی و بافت زدوده است) عبارتست از خوانش آن ساختها. در این نظریه به نقش یا کارکرد زبان پرداخته نمیشود و برای آن ساز و کاری به دست داده نشده است.
در برابر این نظریه، نظریههای نقشگرائی/کارکردگرائی گوناگون قرار دارند که بر نقش ارتباطی و کارکردی زبان بنا شده و صورت و ساختار عبارتست از نمادینسازی نقشهای ارتباطی و کارکردی و معنایی زبان. از جمله رویکردهای نقشگرا میتوان به نقشگرائی گیون، هاپر، تامپسون، هلیدی و لمبرکت اشاره کرد.
در اینجا نظریهای پیشنهاد میشود که استدلال میکند ساز و کارهای صوری و ساختاری از یک سو و ساز و کارهای نقشی و کارکردی و ساخت اطلاعی از سوی دیگر توامان در شکلدهی زبان و ساختهای زبانی تعیین کنندهاند. از اینرو، این نظریه را نظریۀ صورتـنقش: رویکردی تعاملی به حوزههای زبان مینامیم.
در مقالۀ (1369) خود و تحریر انگلیسی آن که به سال (1992) انتشار یافت تصریح شده است که "...نه توجیههای صرفاً صوری از زبان..." که بر اساس نظریۀ حاکمیت و مرجعگزینی چامسکی [1981، 1986]تدوین گردیده، و نه توجیههای صرفاً کلامی که ادعا میکند «...یک نظریۀ کاملاً منسجم از زبان میبایست از سطح کلام آغاز شود (نه آنکه صرفاً چنین سطحی را دربر گیرد) و توجیههای کلامی برای جملات زبان ارائه دهد» (هاپر و تامپسون 1980،ص295)، نظریههای کارآمد و جامعی برای زباناند. بر اساس دادههای این مقاله نگارنده بر این باور است که اگرچه اصول نحوی و کلامی متعلق به دو حوزۀ مستقلاند (حوزۀ نحو و حوزۀ کلام)، همبستگی زیادی نیز بین ارکان و سازههای آن دو ملاحظه میشود. از این رو مطالعۀ همسنگ نحو و کلام را بر مطالعۀ یکسویۀ هریک ترجیح میدهد و توصیه میکند "(دبیرمقدم 1384[1369]، ص142)." این تحلیل تعاملی در مقالههای بینالمللی متعددی همچون قمشی (1997،2008)، نیکولااوا (2001)، دانیل پال (2008)، و لودویک پال (2008) مورد ارجاع و استناد قرار گرفته است.
در مقالۀ دیگری که در سال (1376) به زبان فارسی و در سال (1997) به زبان انگلیسی انتشار یافت شواهدی از زبان فارسی به دست دادم که آشکارا حاکی از تعامل قوی میان حوزۀ صرف و حوزۀ نحو در زبان فارسی است. در همان مقاله از بسط استعاری در معنای افعال زبان فارسی بحث شده است که زبانشناسی شناختی میتواند تبیین روشنی از آن به دست دهد. در مقالۀ(2006) خود از اهمیت نیروها و انگیزههای درون زبانی از یک سو و برون زبانی از سوی دیگر در تعدادی از زبان های ایرانی بحث کردهام. در مقالۀ(2008) خود با بهرهگیری از شواهد چند زبان ایرانی استدلال کردهام که گاه اطلاعات زبانی متعلق به حوزۀ نحو را نمیتوان به اطلاعات متعلق به حوزههای معنائی، کاربردشناختی، یا شناختی تقلیل داد. به بیانی دیگر، در این مقاله از استقلال بخشی از اطلاعات حوزۀ نحو سخن گفتهام. بر اساس یافتههای مقالههای یاد شده و دیگر مقالههای چاپ شده یا در دست چاپ خود نظریۀ صورتـ نقش: رویکردی تعاملی به حوزههای زبان را پیشنهادهام.
بنیانهای نظری و فلسفی
نظریۀ صورت نقش: رویکردی تعاملی به حوزههای زبان متأثر از دو چارچوب نظری است:رویکرد صورتگرای زایشی از یک سو و رویکرد نقشگرا از سوی دیگر. به لحاظ بنیانهای فلسفی رویکرد اول مبتنی بر عقلگرائی/خردگرائی دکارتی Cartesian Rationalism)) است که برخی از ویژگیهای زبان را ذاتی و از پیش تعبیه شده و تنیده شده در ساختار زیستی و ژنتیکی انسان می داند و رویکرد دوم بر فلسفۀ تجربهگرایی(Empiricism) استوار است. نگارنده با بررسی آثار اخیر برجستهترین زبانشناسان نظریهپرداز به این باور رسیدهاست که ایجاد همگرائی بین دو ‘الگوی علمی’ (Paradigm) غالب در زبانشناسی امروز نه تنها ممکن است بلکه اجتناب ناپذیر نیز است.
داوران کرسی:
دکتر مجتبی منشیزاده، دکتر مصطفی عاصی، دکتر ویدا شقاقی، دکتر محمد عموزاده
دکترمجتبی منشی زاده:
· دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای فرهنگ و زبانهای باستانی از دانشگاه تهران
· تألیف3 جلد کتاب
· 10 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی
دکتر مصطفی عاصی:
· دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
· دکترای زبانشناسی از دانشگاه اکستر انگلستان
· ترجمۀ 16 جلد کتاب
· 65 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
· رئیس انجمن زبانشناسی ایران
دکتر محمد عموزاده مهدیرجی:
· دانشیار دانشگاه اصفهان
· دکترای زبانشناسی از دانشگاه آدلاید استرالیا
· ترجمۀ 1 جلد کتاب
· 36 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر ویدا شقاقی:
· دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای زبانشناسی از دانشگاه تهران
· تألیف 1 جلد کتاب
· 16 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر داخلی
ناقدان کرسی: دکتر کیوان زاهدی، دکترفردوس آقاگلزاده، دکتر ارسلان گلفام، دکترگلناز مدرسی قوام، دکتر عالیه کرد زعفرانلو
دکتر کیوان زاهدی:
· استادیار دانشگاه شهید بهشتی
· دکترای زبانشناسی از دانشگاه تربیت مدرس
· تألیف 3 جلد کتاب
· 34 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر فردوس آقاگلزاده:
· استادیار دانشگاه تربیت مدرس
· دکترای زبانشناسی از دانشگاه لیورپول انگلستان
· تألیف 1 جلد کتاب
· 36 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر ارسلان گلفام:
· استادیار دانشگاه تربیت مدرس
· دکترای زبانشناسی از دانشگاه تهران
· تألیف 4 جلد کتاب
· 20 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر گلناز مدرسی قوام:
· استادیار دانشگاه علامه طباطبائی
· دکترای زبانشناسی از دانشگاه تگزاس آمریکا
· 17 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
دکتر عالیه کرد زعفرانلو:
· استادیار دانشگاه تربیت مدرس
· دکترای زبانشناسی از دانشگاه تهران
· 14 مقالۀ چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی
کمیتۀ بومیسازی در علوم انسانی :
بازنگری در علوم انسانی با نگرش اسلامی، رسالت اصلی دانشگاهها است. دستیابی به تعریفی راهبردی از موضوع و طرح نقشهای مؤثر برای نیل به این مقصد نیازمند تدابیر علمی فرهنگی خاصّی است. اندیشمندان علوم انسانی اعم از دانشگاهی و حوزوی بر آن هستند تا از تلفیق علوم انسانی و آموزههای دینی به علومی بومی و متناسب با فرهنگ جامعه دست یابند. رهبر معظم انقلاب در دیدار با نخبگان بر لزوم بومیسازی علوم انسانی در کشور و خطر اتّکا به علوم انسانی وارداتی تذکر و تأکید فرمودند. از مهمترین مشکلات عدم تدوین علوم انسانی در کشور میتوان به ناخودباوری و آسیب پذیری فکری، جدی نگرفتن تولید علم بومی توسط متولیان اصلی، کمبود مدرسان و اشتغال زیاد آنها و عدم اختصاص زمان لازم برای تحقیق و تدوین علوم انسانی، فقدان یک مرکز برای هماهنگی، پیشنهاد نظارت و جمعآوری یافتههای علمی تولیدی، فقدان گروههای فعال و منسجم و عدم تخصیص بودجهای جهت تولید این علوم، اشاره نمود.
رهبر معظم انقلاب در این باب می فرمایند؛ علت غربت علوم انسانی در دانشگاههای ما این است که آن وقتی که علوم انسانی وارد کشور شد مجموعههای فکری و علمی معتقد به اسلام با این علوم به شکل علم آشنایی نداشتند، البته غیر از فلسفه، تاریخ، ادبیات و این چیزهایی که بومی کشور ما بود رشتههای متعددی از علوم انسانی مثل جامعهشناسی، روانشناسی و بسیاری از رشتههای دیگر آن پدیدههای جدیدی برای کشور ما بود. کسانی هم که متصدی و مباشر این کارها بودند غالباً کسانی نبودند که اعتقاد به مبانی اسلامی داشته باشند.
دانشگاه علامه طباطبائی به عنوان بزرگترین دانشگاه علوم انسانی کشور و در تبعیت از پیام رهبری، اولین همایش بومیسازی را در سال 1387 برگزار نمود و پیرو آن جلساتی با مسئولان حوزۀ علمیۀ قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و پژوهشگاه امام خمینی، جامعـة المصطفی، پژوهشگاه اندیشه اسلامی و دانشگاه امام صادق(ع) داشته است.
در پی نشستهای مشترک، کمیتۀ بومیسازی در دانشگاه تشکیل شد و دکتر فریبرز درتاج مدیرامور پژوهشی دانشگاه به سمت دبیری کمیتۀ مذکور منصوب شدند. در تاریخ 1/4/88 اولین جلسۀ مشترک کارگروه روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه با کارگروه پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی تشکیل شد. در این جلسه مقرر شد کارگروهها به بخشهای تخصصیتر تقسیم شده و در زیر بخشها به بررسی متون درسی پرداخته شود.
اهداف کمیتۀ بومیسازی:
1. بررسی و دستیابی به درک واحدی از بومیسازی برنامههای درسی،
2. اقدام به بومیسازی تدریجی برنامههای درسی از طریق کمیتههای تخصصی،
3. تولید و ارائه نمونههایی از برنامههای درسی بومی شده به محافل علمی کشور،
4. هماهنگی امور بومیسازی از طریق تعیین اصول و سیاستهای مورد نیاز.
کمیتههای تخصصی:
با توجه به سیاستگذاری کمیته، کمیتههای تخصصی به تناسب رشتههای علمی مورد نظر تشکیل میشوند. بررسی ابعاد تخصصی و فنی بومیسازی برنامههای درسی در این کمیته انجام میشود.
ترکیب کمیتۀ تخصصی :
1. چند صاحب نظر در موضوع مربوط،
2. مسئول کمیتۀ تخصصی،
3. معاون پژوهشی مربوط،
4. دبیرکمیتۀ تخصصی
کمیته، میتواند به تناسب فعالیتهای خود، کارگروههای مختلف تشکیل دهد.
وظایف کمیتههای تخصصی :
1. بررسی و دستیابی به درک صحیح از بومیسازی در رشتۀ مورد نظر،
2. شناسایی و گردآوری تجارب پیشین درخصوص موضوع مورد نظر،
3. نقد و بررسی برنامههای درسی مورد نظر با معیارهای بومیسازی،
4. طراحی برنامههای درسی جدید با رویکرد بومیسازی،
5. تولید متون درسی براساس برنامۀ درسی طراحی شده،
6. اعتبار بخشی متون تولید شده در جلسات نقد و ارزیابی با صاحب نظران،
7. اصلاح و ارائۀ نسخۀ نهائی متون درسی.
براساس وظایف تعیین شده، کارگروههای تخصصی در دو دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی و دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی به ریاست آقایان دکترسید جلال دهقانی فیروزآبادی و دکتر احمد برجعلی تشکیل شده است. دستور کار کمیتههای مذکور بررسی متون درسی و ارائۀ منابع قابل بازبینی به کارگروه مربوط برای ارائۀ پیشنهاد است. امید است با توکل به ذات باری تعالی و همّت اندیشمندان دانشگاه در تحقق این امر گامی مستمر و مفید برداشته شود و دانشگاههای کشور با منابع غنی اسلامی فرهنگی کشور در پرورش نیروهای جوان و متعهد توانمندتر از همیشه به ایفای رسالت خطیر خود بپردازند.